ذبيح الله صفا
825
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بيرون مىآورد و اشعار دلپذير او راحتى بدلهاى سخنوران مىرساند و لطائف روحافزاى او مايهء اهل ذوق است و سخن اين بزرگ چاشنى شيخ سعدى دارد ، بيتى درين معنى گفته است : حسن گلى ز گلستان سعدى آورده است * كه اهل معنى گلچين آن گلستانند و اين بزرگ پيوسته ميان شعرا متمكن و مبتجل بود و هيچكسى لطيفه و نظمى ببديهه بهتر ازو نگفت و پادشاهان و پادشاهزادگان گوش هوش بر لطائف او مىداشتند و سرّ همه سعادتها آن بود كه در سلك بندگان حضرت سلطان المشايخ [ نظام الدين اوليا ] منسلك شد و به نظر خاص سلطان المشايخ مخصوص گشت . وقتى اين بزرگ به خدمت سلطان المشايخ آمد و چند عزيز حاضر بودند ، سلطان المشايخ روى مبارك سوى اين بزرگ كرد و فرمود كه اين ساعت ذكر فضلا داشتم كه تو درآمدى . و از ملفوظات روحافزاى سلطان المشايخ فوايدى نبشت و عين تقرير سلطان المشايخ به قدر امكان رعايت كرد كه امروز آن فوائد - الفؤاد مقبول اهل دلان عالم شده است و دستور عاشقان گشته و شرق و غرب عالم گرفته . سلطان الشعرا امير خسرو رحمة اللّه عليه بكرّات گفتى كاشكى تمامى كتب كه عمر در آن صرف كردهام برادر امير حسن را بودى و ملفوظات سلطان المشايخ كه جمع كرده است مرا بودى تا من بدان در دنيا فخر و مباهات كردمى . و اين بزرگ درين عالم مجرّد زيست ، در آخر عمر در ديوگير رفت و همانجا مدفن يافت رحمة اللّه عليه » . نقل قول دو نويسندهء مذكور بسبب آن بود كه نخستين دوست و معاشر حسن دهلوى و دومين بسيار قريب به زمان او و از پيروان همان سلسلهء چشتيه بوده است كه حسن از بزرگان آن دسته است . نظير مطالب مذكور با تغييرات جزئى در شرححال امير حسن در كتابهاى ديگرى هم از قبيل سير العارفين تأليف حامد بن فضل اللّه مخاطب به جلال خان و معروف به « شيخ جمالى » و نفحات الانس مولانا جامى و تاريخ فرشته تأليف محمد قاسم فرشته و امثال آنها تكرار شده است . مجموع اشعار ديوان امير حسن دهلوى متجاوز از نه هزار بيت و شامل قصائد و